الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

7

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

« هنگامى كه رسول خدا ص على ع را در روز » غدير خم « به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت : من كنت مولاه فعلى مولاه » هر كس من مولى و ولى او هستم على مولى و ولى او است « چيزى نگذشت كه اين مساله در بلاد و شهرها منتشر شد » نعمان بن حارث فهرى « خدمت پيامبر ص آمد و عرض كرد تو به ما دستور دادى شهادت به يگانگى خدا و اينكه تو فرستاده او هستى دهيم ما هم شهادت داديم ، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى ما همه اينها را نيز پذيرفتيم ، اما با اينها راضى نشدى تا اينكه اين جوان ( اشاره به على ع است ) را به جانشينى خود منصوب كردى ، و گفتى : من كنت مولاه فعلى مولاه ، آيا اين سخنى است كه از ناحيه خودت يا از سوى خدا ؟ ! پيامبر ص فرمود : « قسم به خدايى كه معبودى جز او نيست اين از ناحيه خدا است » . « نعمان » روى بر گرداند در حالى كه مىگفت اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ : « خداوندا ! اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو ، سنگى از آسمان بر ما بباران » ! اينجا بود كه سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را كشت ، همين جا آيه * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَه دافِعٌ ) * نازل گشت » . آنچه را در بالا گفتيم مضمون عبارتى است كه در « مجمع البيان » از « ابو القاسم حسكانى » با سلسله سندش از « امام صادق ع » نقل شده است ( 1 ) . همين مضمون را بسيارى از مفسران اهل سنت ، و روات حديث با مختصرى تفاوت نقل كرده‌اند . مرحوم « علامه امينى » در « الغدير » آن را از سى نفر از علماى معروف

--> ( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 352 .